چون که جوابی نشنید از سوال
خادمه باز آمد و برگفت حال
گفت جوانا غم بیهوده چیست
بر تو بباید همه عالم گریست
نیست چو او را سر و پروای تو
بی خبر است از دل شیدای تو
گر بدهی جان زغم آن صنم
عاشق دلسوخته، او را چه غم
چاره خود کن تو به صبر این زمان
از من مسکین بشنو ای فلان
صبر گشاینده هر مشکل است
صبر به هر واقعه ای مقبل است
هست کلید در گنج مراد
صبر، تو بشنو ز من ای خوش نهاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، خادمه به جوانی که در انتظار پاسخی است، میگوید که غم و اندوهش بیهوده است و او نباید به خاطر عشقش به یک معشوق بیخبر از حالش، خود را ناراحت کند. خادمه تأکید میکند که صبر، راهحل مشکلات است و با صبر میتوان به خواستهها رسید. او میخواهد به جوان بفهماند که صبر، کلید دستیابی به مرادهاست و نباید در این شرایط تسلیم غم و اندوه شود.
هوش مصنوعی: او پس از اینکه از خدمه جوابی نشنید، دوباره برگشت و حال خود را گفت.
هوش مصنوعی: جوان گفت: چرا باید بر غمهای بیفایده غصه خورد؟ باید همه دنیا به خاطر تو گریان باشد.
هوش مصنوعی: هیچ کس مثل او نیست و او به نگرانی تو توجهی ندارد و از دل عاشق و شیدایت بیخبر است.
هوش مصنوعی: اگر تو جانت را به خاطر غم آن معشوق زیبا ببخشی، او چه نگرانی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: ای انسان، در این زمان به خودت فکر کن و با صبر و تحمل پیش برو. من که در حالتی بد قرار دارم، چیزهایی را از تو میخواهم و امیدوارم بشنوی.
هوش مصنوعی: صبر راهگشای همه مشکلات است و به هر موقعیتی خوشآمد میگوید.
هوش مصنوعی: گنج اصلی خواستهها و آرزوها در صبر نهفته است، به تو که روح خوبی داری، این نکته را میگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.