بار دگر خادمه باوفا
رفت به نزد بت فرخ لقا
بود شبی آن صنم گلعذار
تازه و خرم چو گل نوبهار
عیش و جوانی و طرب در سرش
مجلس آراسته اندر خورش
چنگ نوازان و می اندر قدح
مجلسیان گشته ازو پر فرح
آن بت عیار شده نیم مست
خادمه در خدمت و شمعی به دست
آن صنم القصه بشد سوی باغ
خادمه در پیش و به دستش چراغ
باز جوان راه سخن درج کرد
نقد سخن را به محل خرج کرد
هیچ جوابی نشنید از نگار
خادمه شد باز ازین غم فگار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره یک خادمه وفادار است که به نزد معشوق زیبای خود میرود. آن معشوق در شب شادابی و لذتی به سر میبرد، در حالی که مجلسی شاداب با موسیقی و رقص تشکیل داده است. خادمه در خدمت اوست و شمعی در دست دارد. معشوق از روی مستی به باغ میرود و خادمه نیز او را همراهی میکند. جوانی در تلاش است تا با معشوق سخن بگوید، اما به هیچگونه پاسخی از او نمیرسد و در نتیجه خادمه از این وضعیت ناراحت و اندوهگین میشود.
هوش مصنوعی: دوباره خدمتگزار وفادار به نزد محبوب زیبا روی رفت.
هوش مصنوعی: یک شب، آن معشوق با چهرهای زیبا و شاداب، مانند گلهای بهاری دیده میشد.
هوش مصنوعی: در سرش خوشی و شادی و جوانی به چشم میخورد و محیط را برای لذت و جشن آماده کرده است.
هوش مصنوعی: نوازندگان چنگ و نای در میان میگساران شاد و سرزنده بهنظر میآیند و مجلس را از خوشحالی پر کردهاند.
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا که به حالت مستی درآمده، در حال خدمتگزاری است و شمعی را در دست دارد.
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا به سمت باغ رفت، در حالی که خادمی در جلو او بود و در دستش چراغی روشن داشت.
هوش مصنوعی: جوان دوباره با شجاعت به بیان گفتار خود پرداخت و از ارزش سخنانش به خوبی بهرهبرداری کرد.
هوش مصنوعی: هیچ پاسخی از معشوق نشنید و دوباره به خاطر این غم دلش آزرده شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.