باز چو از صبر سخن گوش کرد
عاشق دلسوخته خاموش کرد
گرسنه را دیر شود پاتغار
جوع برآرد ز دل او دمار
صبر بود پیش دل مستمند
داروی تلخ است، بلی سودمند
چون بجز از صبر دوایی ندید
پای به دامان صبوری کشید
تلخی این صبر به زهر فراق
گشت در آن دم به دلش هم وثاق
روی به دیوار و غم یار هم
روز و شبان دیده بیدار هم
این همه چون با دل او یار شد
عاقبت آن دلشده بیمار شد
عاشق و بیمار و غریب و فقیر
روی به دیوار ودل پر زحیر
ماند درین واقعه سی روز و شب
گشت طبیب از مرضش در عجب
جان به لب آمد دگر از اشتیاق
ناله برآورد ز درد فراق
گشت چو بی طاقت و صبر و قرار
اشک فرو ریخت چو ابر بهار
ناله برآورد که ای یار من
یک نظری کن به دل زار من
دل به سر کوی تو گشته مقیم
هست مرا هجر تو نار جحیم
زندگی بی تو، مرا مرگ به
عمرگر این است ازو ترک به
ای شده در سینه مرا جای تو
سوختم از آتش سودای تو
صبر کجا، چیست تحمل بگوی
از من دلسوخته اینها مجوی
صبر که چون آتش سوزان بود
تکیه برو آه چه امکان بود
سینه پر از نار چو گرمابه ام
من ز غمت گندم بر تابه ام
خادمه از بهر خدای جهان
عرضه کن احوال من آن جا روان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال عاشقی میگوید که با صبر و تحمل خود در فراق یار دست و پنجه نرم میکند. وی در ابتدا درباره تلخی صبر و دشواریهای انتظار سخن میگوید، اما در نهایت ناامیدی و درد فراق او را بیمار و بیتاب میکند. عاشق از شدت اشتیاق و غم به یارش ناله میزند و به او میگوید که زندگیاش بدون او به مرگ میماند. او میخواهد که یارش نگاهی به دل زار و رنجکش بیندازد و از آتش عشقش بگوید. در نهایت، شاعر احساس میکند که صبر دیگر برایش ممکن نیست و از یار میخواهد که احوالش را بشنود.
هوش مصنوعی: وقتی که صبر به حرفهایش گوش فرا داد، عاشق دلسوخته را ساکت کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که فردی گرسنه باشد، انتظار بسیار طولانی برای رفع گرسنگیاش باعث میشود که شدت گرسنگی او به مراتب بیشتر و آزاردهندهتر گردد.
هوش مصنوعی: تحمل و صبر بر سختیها برای دلهای نیازمند، همچون داروی تلخی است که در عین تلخی، مفید و سودمند است.
هوش مصنوعی: وقتی راهی جز صبر پیدا نکرد، به دامان صبوری پناه برد.
هوش مصنوعی: در لحظهای که فراق به اوج خود رسید، تلخی صبر او به زهر مانند شد و در دلش ارتباط و پیوندی عمیق شکل گرفت.
هوش مصنوعی: به دیوار رو آوردهام و در هر لحظه، بیوقفه به یاد غم یارم هستم.
هوش مصنوعی: وقتی که این همه با دل او دوست شد، در پایان آن دل بیمار و عذابکشیده شد.
هوش مصنوعی: عاشق، بیمار، غریب و فقیر، به دیوار نگاه میکند و دلش از غم پر است.
هوش مصنوعی: در این ماجرا سی روز و شب گذشت و پزشک از بیماری او حیران و شگفتزده شد.
هوش مصنوعی: جانم به شدت از شوق و آرزو به لب رسیده است و به خاطر درد جدایی، با صدای بلند نالهای از خود برمیآورم.
هوش مصنوعی: به هنگامی که او نتوانست طاقت و صبر خود را حفظ کند، اشکهایش مانند باران بهاری سرازیر شد.
هوش مصنوعی: نالهای از دل برآوردم و از تو خواستم که نگاهی به حال رنجورم بیندازی.
هوش مصنوعی: دل من در کوی تو جاگیر شده و از دوری تو به آتش ناراحتی دچارم.
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برای من مثل مرگ است. اگر زندگی به این شکل باشد، فایدهای ندارد که ادامه دهم.
هوش مصنوعی: در قلب من جایی برای تو ایجاد کردهام و از آنجا که عاشق تو هستم، به خاطر این عشق آتش میزنم.
هوش مصنوعی: صبر و تحمل را از من دلسوخته نخواهید، چرا که من در حالتی هستم که نمیتوانم این سختیها را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: صبر مانند آتش سوزانی است که باید به آن تکیه کرد؛ اما ای کاش این کار ممکن بود.
هوش مصنوعی: سینهام مثل یک گرمابه از درد و اندوه پر شده است و زندگیام به شدت تحت تأثیر غمت قرار دارد.
هوش مصنوعی: ای خدمتگزار، از جانب من احوال مرا به پیشگاه خداوند جهان برسان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.