خادمه از خدمت آن دلنواز
گشت سوی عاشق بیچاره باز
خنده زنان با دل بس شادمان
آمد و بنشست به پیش جوان
گفت بیا غم مخور ای مستمند
مرغ دلت یافت گشادی ز بند
من بکنم فکر تو، فرمود یار
صبر کن و ناله مکن زینهار
هست مرا ترس زبان رقیب
ورنه ز من یافته بودی نصیب
صوفی ازین صبر برآید مراد
کس چو تو بی صبر به عالم مباد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، خادمه با خوشحالی و خنده به سوی عاشق بیچاره میآید و او را دلداری میدهد. او میگوید نگران نباش و غم خود را فراموش کن، چرا که معشوق به فکر توست و به زودی وضع بهتر میشود. او همچنین به ترس از رقیب اشاره میکند و میگوید که اگر نه، تو اینک به خواستهات رسیده بودی. در نهایت، خادمه به صبر اشاره میکند و میگوید که کسی مانند تو که بیصبر است، در دنیا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خدمتکار از خدمت به آن شخص دلنشین خوشحال شد و دوباره به سوی عاشق بیچاره برگشت.
هوش مصنوعی: با دل شاد و خنده بر لب، به پیش جوانی آمد و نشست.
هوش مصنوعی: بیا و نگران نباش، ای کسی که در تنگنا هستی؛ مرغ دل تو آزادی را از اسارت پیدا کرد.
هوش مصنوعی: دوست من به من گفت که صبور باش و از ناله کردن خودداری کن، حتی اگر من به تو فکر میکنم.
هوش مصنوعی: من از زبان رقیب میترسم، وگرنه تو به زودی بهرهای از من میبردی.
هوش مصنوعی: اگر صوفی از صبر بیرون بیاید، هیچ کسی به آرزوی خود نخواهد رسید. پس، ای کسی که بیصبر هستی، در این دنیا کسی مانند تو وجود نداشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.