این سخنان را چو بدین سان شنید
خادمه انگشت به دندان گزید
قصد حریم حرمش کرد باز
خادمه آن لحظه به عمر دراز
پیش رخ سرو سمن بر نشست
گفت چو آن رفت به کلی ز دست
چاره کن که گرفتار تست
واله آن نرگس بیمار تست
گر برسی تیز به فریاد او
شاد شود این دل ناشاد او
او به مرادی رسد و این زمان
هیچ شما را نبود، این زیان
چون بشنید این سخن دلپذیر
گفت بگو صبر کند آن فقیر
زان که مرا هست بسی دشمنان
تا نبرد خلق به من این گمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، خادمه پس از شنیدن سخنان دلنشین، به فکر حریم شخصی خود میافتد و به دل نگران خود اشاره میکند. او از خادمی که در آنجا نشسته میخواهد که به فریاد محبوبش برسد تا دلش شاد شود. خادمه تاکید میکند که اگر به سرعت اقدام شود، مشکلی برای دیگران پیش نخواهد آمد. اما در پاسخ، فردی به این موضوع اشاره میکند که باید صبر کرد، زیرا دشمنان زیادی دارد و نمیخواهد کسی گمان بدی به او ببرد. بدین ترتیب، وی خواهان احتیاط در رفتار و عدم آشفتگی اوضاع است.
هوش مصنوعی: این گفتار را وقتی خانم شنید، انگشتش را به دندان گرفت و تعجب کرد.
هوش مصنوعی: خادمی که دوباره به فکر ورود به حریم معشوق افتاده بود، در آن لحظه به یاد عمر طولانیاش افتاد.
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و قدبلندی سرو و سمن نشستم و گفتم وقتی که آن عزیز (محبوب) رفت، همه چیز از دست رفت.
هوش مصنوعی: کمک کن که من در دام عشق تو افتادهام. ای نرگس زیبای بیمار، فقط تو به فکر من هستی.
هوش مصنوعی: اگر به سرعت به فریاد او برسی، دل غمگین او شاد خواهد شد.
هوش مصنوعی: او به هدفی میرسد و در این زمان شما هیچ چیزی ندارید، این یک ضرر است.
هوش مصنوعی: زمانی که آن فرد این صحبت زیبا را شنید، به او گفت که صبر کند و آن فقیر هم قبول کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دشمنان زیادی دارم، نباید مردم نسبت به من چنین فکری کنند که من میتوانم با آنها درگیر شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.