گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱

 

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها
در گلشن امید به شاخ شجر منگلها نشکفند و برآمد نه ثمرها
ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌هاوی در دل زهاد ز سوز تو اثرها
آلوده به خونابهٔ هجر تو روان‌هاپالوده ز اندیشهٔ وصل تو جگرها
وی مهرهٔ امید مرا زخم زمانهدر ششدر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۵

 

ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها
آیینه حیرت ز جمال تو نظرها
مژگان نبود گرد نظرها، که بود چاک
از شوق لقای تو گریبان نظرها
از سنگدلی بود که از شرم لب تو
در صلب صدف آب نگشتند گهرها
از شمع برونی نشود بزم درون گرم
چون لاله مگر داغ بروید ز جگرها
زنهار که در بحر رضا دامن دل را
چون موجه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۲

 

گر در دلم از داغ نوت ماند اثرها
غم کی خورم این نیز به بالای دگرها
هر رمز و معما که در افواه فتاده ست
هست از دهن تنگ تو آن جمله خبرها
بگشا کمر ناز و قصب پوش بتان بین
در بندگی خویش چو نی بسته کمرها
بر کنگره عرش ز بس شعله آهم
مرغان اولی اجنحه را سوخته پرها
بی پرده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۰

 

ای شور خیالت، نمک زخم جگرها
مجنون بیابان سراغ تو، نظرها
بی عشق ز دل ها نرود ریشهٔ غفلت
خورشید بر آرد رگ خامی، ز ثمرها
ای مرغ بهشتی، به کدامین لب بامی
پر می زند از شوق تو، آغوش نظرها
جایی که بود در دل هر ذره مقامت
خالی نگذاری صدف پاک گهرها
دردا که نداری سر افسانهٔ عاشق
تا در شب زلفت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی