گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲۴

 

از ثور فلک شیر وفا میدوشمهرچند که از پنجهٔ او بخروشم
هرچند که دوش حلقه بد در گوشمامشب به خدا که بهتر است از دوشم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن » شمارهٔ ۲۸

 

چون بحر، ز شوق راز جان، میجوشم

لیکن ز خود و ز دیگران میپوشم

ای خواجه! برو، که دُرد صافی رویی

من صافی دل اگرچه دُردی نوشم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۲۱

 

جانا بنشین و زان دو لب در گوشم
گوش یک سخن و ز ناله کن خاموشم
ور نی ز خراش دل خود بخروشم
خود را و تو را به عالمی بفروشم


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۳

 

عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشم
در عاشقی و باده پرستی کوشم
تا هشیارم نشسته با اغیارم
چون بی‌هوشم به یار هم آغوشم


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۶

 

تا جان دارم به می خوری می‌ کوشم
در کوی مغان مدام می می‌ نوشم
صد صومعه را به نیم حبه نخرم
من دیر مغان به این بها نفروشم


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۷

 

تا جان باشد به می خوری می‌ کوشم
خوش آب حیاتی است روان می ‌نوشم
مویی ز سر زلف بتی یافته ام
زنار کنم به عالمی نفروشم


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۸

 

قصاب منی و در غمت می‌جوشم
تا کارد به استخوان رسد می‌کوشم
رسمی‌ست تو را که چون کشی بفروشی
از بهر خدا اگر کشی مفروشم


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی