گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸۸

 

دردی داری که بحر را پر دارددردی که هزار بحر پر در دارد
خواهی که بیا پیش فرود آی ز خرزانروی که روی خر به آخر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۲

 

روز آمد و غوغای تو در برداردشب آمد و سودای تو بر سر دارد
کار شب و روز نیست این کار منستکی دو خر لنگ بار من بردارد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰

 

وحشی که همیشه میل ساغر دارد
جز باده کشی چه کار دیگر دارد
پیوسته کدویش ز می ناب پر است
یعنی که مدام باده در سر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳

 

نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد
با دیدهٔ کور باد در سر دارد
در دست عصایی ز زمرد دارد
کوری به نشاط شب مکرر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹

 

گل زر به کف و شراب در سر دارد
در گوش ز بلبل غزلی تر دارد
خرم دل آنکسی که چون گل به صبوح
هم مطرب و هم شراب و هم زر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۲

 

نرگس که دلش هوای ساغر دارد
بادی ز نشاط و لهو در سر دارد
در دست عصا زمدّد تر دارد
کوری بنشاطست مگر زر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۳

 

دل گرچه امید وصل کمتر دارد
اندوه ترا بناز در بر دارد
هرجا که رسد مردمک دیدۀ من
از شکر خیال تو زبان تر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۲۰۳

 

آن را که فلک به دوستی بردارد
جا در همه دل، چو مهر دلبر دارد
سرور شود آن کس که گزینندش خلق
آری گل چیده، جای بر سر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی