گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰

 

وقت سحر است خیز ای طرفه پسرپر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر
کاین یکدم عاریت در این کنج فنابسیار بجویی و نیابی دیگر


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۳

 

چون حاصلِ آدمی درین جایِ دودَر،
جز دردِ دل و دادنِ جان نیست دگر؛
خرّم دلِ آن‌که یک نفس زنده نبود،
و آسوده کسی‌ که خود نزاد از مادر!


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۵

 

در دایرهِٔ سپهرِ ناپیدا غور،
می نوش به خوشدلی که دور است به جور؛
نوبت چو به دوْرِ تو رَسَد آه مکن،
جامی است که جمله را چشانند به دوْر!


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶۸

 

آن کس که ترا دیده بود ای دلبراو چون نگرد بسوی معشوق دگر
در دیده هر آنکه کرد سوی تو نظرتاریک نماید به خدا شمس و قمر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۱

 

اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگرطبع تو مزاج دهر نشناخت مگر
پندار که نطفه‌ای نینداخت پدرانگار که گلخنی نپرداخت قدر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۳

 

ای آنکه دلت باید در وی منگرزاهد شو و چشم را بخوابان بگذار
اما چکند چشم که بیرون و درونبیچارهٔ عشق اوست بیچاره نظر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۶

 

ای دلبر عیار دل نیکوفراز جملهٔ نیکوان توئی نیکوتر
ای از شکرت دهان گلها پر زروز هجر کبود پوش تو نیلوفر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸۲

 

این صورت باغست و در او نیست ثمرتو رنجه مشو بیهده سوگند مخور
یا کار معلق و فریبست و غررخود از تو نجست کس از این جنس خبر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹۴

 

در باغ در نیامدم گرد آوردرویش و تهی روم من راهگذر
خواهی که برون روم مرا بگشا درور نگشائی گمان بد نیز مبر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۶

 

فرمود خدا به وحی کای پیغمبرجز در صف عاشقان بمنشین بگذر
هر چند ز آتشت جهان گرم شودآتش میرد ز صحبت خاکستر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۸

 

گر در سر و چشم عقل داری و صبربفروش زبان را و سر از تیغ بخر
ماهی طمع از زبان گویا ببریدز این رو نبرند از تن ماهی سر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۷

 

مجموع تن و قالب خود را بنگرجوقی مستند و خفته بر همدیگر
مونس خواهی صلای بیداری زنبر خفته منه پای و ازو در مگذر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۱

 

من مسخرهٔ تو نیسستم ای فاجرتا مسخرگی نمایمت بس نادر
ویران کنمت چنانکه باید کردنعاجز شود از عمارتت هر عامر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۲

 

می‌آید گرگ نزد ما وقت سحرهم فقربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستربروی زن آب ای که خاکت بر سر


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷

 

هرچند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لر
مولای منست آن عربی‌زادهٔ حر
کاخر به دهان حلو می‌گوید مر


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان » شمارهٔ ۱۳

 

بر خاک تو چون بنفشهام سر در بر

بیبرگ گلت چو حلقه ماندم بر در

گر از سر خاک تو بگردانم روی

بادا ز سر خاک تو خاکم بر سر


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۴۴

 

این گنبد خاکستری پر اخگر

گه در خونم کشید و گه خاکستر

از غصهٔ آن کزو نمییافت خبر

از سر میشد به پای و از پای به سر


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق » شمارهٔ ۴۵

 

جانا! ز همه جهان نشستم برتر

سربازان را چو دیده هستم در خور

در باز کن و ببین که هستم بر در

وز دستِ سرِ زلفِ تو دستم بر سر


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۱۲

 

شمع آمد و گفت: عزّت من بنگر:

در زیر نهاده شمعدان طشتی زر

چون گوهر شبچراغم آمد آتش

افتاد ازان طشت چو گوهر با سر


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴

 

ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر
خوی مه و خورشید مدار اندر سر
چون ماه به روزن کسان در منگر
ناخوانده چو خورشید میا ای دلبر


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶

 

آن کس که چو او نبود در دهر دگر
در خاک شد از تیر اجل زیر و زبر
واکنون که همی ز خاک برنارد سر
شاید که به خون دل کنم مژگان تر


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

دانی شاها که مهر فرخنده اثر
تحویل حمل نمود و بودش چه نظر
تا روز نشاطت که به گلشن گذرد
هرروز فزونتر بود از روز دگر


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴

 

آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵

 

چرخ استر توسن جل سبز اندر بر
خاقانی ازین توسن بد دست حذر
در ماه نو و ستارگانش منگر
کن حلقهٔ فرج اوست وین ساخت به زر


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶

 

خاقانی را آنکه بود سلطان هنر
چون شمع بسی نشست بر کرسی زر
اکنون چو چراغ است به کشتن درخور
بر نطع نشسته اشک ریزان در بر


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴

 

گفتم به دل ار چو نی ببرندم سر
ننشینم تا نخایم آن شکر تر
پیش شکر از پر مگس ساخت سپر
گفت ار مگسی هم ننشینی به شکر


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲

 

گویی که میفکن دبه در پای شترتا من چو خران همی جهم بر آخر
گر نه زندت صلاح قواد پسرمن بر … این سخن زنم … ی پر


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۳

 

رای تو که آفتاب فضلست و هنرگر یاد کند نیم شب از نیلوفر
ناکرده برو تمام رای تو گذراز آب به خاصیت برافرازد سر


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸

 

این عمر، که برده‌ای تو بی‌یار بسر
ناکرده دمی بر در دلدار گذر
جانا، بنشین و ماتم خود می‌دار
کان رفت که آید ز تو کاری دیگر


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۲۱

 

چون آقا صادق آن فروزان اخترتزویج نمود دختری مه‌پیکر
کلک هاتف برای تاریخ نوشتگردید مهی قرین مهر انور


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۹

 

یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر
یعنی بدو شمع دودمان حیدر
بر حال من از عین عنایت بنگر
دارم نظر آنکه نیفتم ز نظر


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ملک‌الشعرای بهار » رباعیات » شمارهٔ ۳۲ - رباعی

 

شد نیمی عمر در خرافات هدر
وندر حیرت گذشت یک نیم دگر
و امروز به چنگ لاالهیم اندر
ز الله مگر به مرگ یابیم خبر


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۰۲ - رباعی

 

از رنگ بیاض رویت ای رشک قمر
وز عکس گل جمالت ای غیرت خور
مشاطه آفتاب بر روی افق
سرخاب و سپیداب کشد شام و سحر
چو شیرین را به هودج در نشاندند
فرستادند و خسرو را بخواندند
ملک جمشید مست از بزم مستان
خرامان رفت در خرم شبستان
شبستانی چو زلف مشک مویان
منور کرده حسن ماهرویان
نگارین لعبتان خلخ و چین
چو سر ناز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶

 

دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر
بر بسته و خوش نهاده در پیش نظر
گفتم که برو دو زلف یارم بنگر
بر بسته دگر باشد و خود رسته دگر


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۶

 

نسرین تو زد پریر بر من آذر
دی باز ز سنبلت مرا داد خبر
امروز در آبم از تو چون نیلوفر
فردا ز گل تو خاک ریزم بر سر


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۷

 

آهیخت پریر لاله ز آتش خنجر
دی نیلوفر فکند بر آب سپر
ای باد زره بر سمن امروز بدر
و ای خاک ز غنچه ساز فردامغفر


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۸

 

زد لاله پریر در نشابور آذر
دی بر زد از آب … نیلوفر سر
امروز چو شد باد هوا گل‌پرور
فردا همه خاک بلخ گرد عبهر


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۹

 

چندان بکنم تو را من ای طرفه پسر
خدمت که مگر رحم کنی بر چاکر
هرگز نکنم برون من ای جان جهان
پای از خط بندگی و از عهد تو سر


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۰۰

 

اشتربانا چو عزم کردی به سفر
مگذار مرا خسته و ز اینجا مگذر
گر اشتر با تو از پی بارگشی‌ست
من بارکش عم مرا نیز ببر


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۰۱

 

باید سه هزار سال کز چشمه‌ خور
یا کان گهر گردد یا معدن زر
شاها تو به یک سخن کنار و دهنم
هم معدن زر کردی و هم کان گهر


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳

 

ای دست نشان قلمت لؤلؤ تر
منشی فلک عبارتت را چاکر
بر بام فلک ز ماه می سازند
از بهر قلمدان تو ما شوره زر


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

رشیدالدین وطواط » رباعیات » شمارهٔ ۲۵ - در تغزل

 

امروز بی رخت ، ای سیمین بر
از رنج تن و درد دل و خون جگر
عمریست ، که گر عوض کنم با مرگش
چیز دگرم نهاد باید بر سر


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۹۹

 

حوران سپاهت ای شه شیر شکر
در آب روان همی نمایند صُوَر
آن است مرادشان که باشند مگر
در خدمت مجلس تو اِستاده کمر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۰

 

دست مَلِک ملوکِ عالم‌ْ سنجر
بحری است‌ که در جهان چنان نیست دگر
چون باد سخاکند بر آن بحرگذر
موجش همه دُر باشد و آبش همه زر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۱

 

چون بر دل و سر نهم دو دست ای دلبر
می پیش من آوری‌ که بستان و بخور
جانا زکف تو چون ستانم ساغر
دستی بر دل نهاده دستی بر سر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۲

 

ای رفته ز خانه مدتی سوی سفر
باز آمده سوی خانه با فتح و ظفر
هرگز سفری چنین‌ که کردست دگر
افروخته روی ملک و افراخته سر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۳

 

چون نرگس اگر نهیم در خاکستر
ور داریم اندر آب چون نیلوفر
ور بسپریم به پای همچون‌ گل تر
از شرم تو چون بنفشه بر نارم سر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۳۲

 

ماییم چو خر گه همه بر بسته کمر
در خدمت تو صف زده در یکدیگر
نا راست سری بزرگ سایه گستر
او را سر جمله گردنان در چنبر


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۳۳

 

مانند دو چشمیم من و آن دلبر
در نیک و بد زمانه با هم یاور
هر شب تا روز خفته با یکدیگر
یک روز ندیده یکدگر را بنظر


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۳۴

 

تا ز رنکنی از دهن کیسه بدر
هرگز نرسی بوصل آن سیمین بر
ورچون کمرش تو با میان آری زر
یار آید با تو در میان همچو کمر


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۳۵

 

تا کرد مرا دیده بروی تو نظر
اندر سر من نماند از عقل اثر
این عقل بود که خانه پر لعل و گهر
چشمم همه شب گشاده می دارد در؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۳۶

 

در طبع تو ناکسی و در دست تو زر
گشتند مکقیم چون گهر در خنجر
بیرون نتوان کرد بصد تیغ و تبر
نه از کف تو زر و نه از تیغ گهر


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۰

 

پیوسته درین دایره پهناور
هر ذره به اندازه خود یافت خبر
رو حسن قبول ازلی جو، کز بحر
یک قطره حباب گشت و یک قطره گهر


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۱

 

آن را که بود درخور افسر چو گهر
سر بی کله است یا کلاهش بی سر
دایم گردون دهد خسیسان را فر
بر تاج خروس پر نه و دم همه پر


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۲

 

از حادثه گر چرخ شود زیر و زبر
عشق ازلی را نبود هیچ خطر
از باد خزان زرد شود برگ، نه شاخ
از آفت فرع، اصل را نیست ضرر


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۳

 

در کوی مجاز هرکه شد راهسپر
کی خواری و عزت کندش هیچ اثر
بیچاره ستور، نعل بر پا خواهد
از آهن و زر بودن نعلش چه خبر


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۴

 

از حادثه گر چرخ شود زیر و زبر
نقصان نپذیرد هنر اهل هنر
از فیض هنر بود که هرگز نشود
از شورش بحر، تیره‌دل آب گهر


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۵

 

از قدر هنر، بی‌هنران را چه خبر؟
نیکو نبود نفی هنر ز اهل هنر
مقدار سخن، سخن‌شناسان دانند
پوشیده مباد از گوهرسنج، گوهر


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۶

 

ای از تو نظر یافته ارباب نظر
ترکیب تو جمع است از اجزای اثر
بی فیض دمت، دل اثر نگشاید
کی غنچه شود شکفته بی باد سحر؟


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی