گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۳

 

از شادی تو پر است شهر و وادیاز روی زمین و آسمان را شادی
کس را گله‌ای نیست ز تو جز غم راکز غم همه را بداده‌ای آزادی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴۴

 

ای شادی راز تو هزاران شادیوز تو به خرابات هزار آبادی
وان سرو چمن را که کمین بندهٔ تستاز خدمتت آزاد و هزار آزادی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۳

 

سرسبزی باغ و گلشن و شمشادیرقاص کن دلی و اصل شادی
ای آنکه هزار مرده را جان دادیشاگرد تو می‌شوم که بس استادی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۶

 

شادی شادی و ای حریفان شادیزان سوسن آزاد هزار آزادی
می‌گفت که دادی عاشقی من دادمآری دادی مها و دادی دادی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۹

 

مانندهٔ گل ز اصل خندان زادیوز طالع و بخت خویش شادی شادی
سرسبز چو شاخ گل و آزاده چو سروسروی عجبی که از زمین آزادی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲

 

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادیشاگرد که بودی که چنین استادی
خوبی و کرم را چو نکو بنیادیای دنیا را ز تو هزار آزادی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق » شمارهٔ ۲۶

 

از بس که بخورد خون من بیدادی

بیمار شدم نکرد از من یادی

آنگاه به دست من چه بودی بادی

گر خون دلم بر جگرش افتادی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۵

 

گر شعر در مراد می‌بگشادییا کار کسی به شعر نوری دادی
آخر به سه چار خدمتم صدر جهاناز ملک چنان یک صله بفرستادی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹

 

ای دل، قدمی به راه حق ننهادی
شرمت بادا که سخت دور افتادی
صد بار عروس توبه را بستی عقد
نایافته کام از او، طلاقش دادی


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰

 

یا رب جان را غذای دانش دادی

دل را دادی ز فیض دانش شادی

توفیق عمل بعلم هم نیز بده

آن هم تو معید نعم و هم بادی


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶

 

سوسن ز صبا یافت خط آزادی
ز آن کرد از آن به صد زبان آزادی
در پرده صبا دوش ندانم که چه گفت
با غنچه که غنچه بر شکفت از شادی


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۶

 

داماد بیاید و کند دامادی
غمها برود به ما رسد آن شادی
گویی که منم بندهٔ سلطان جهان
از ما بطلب تو خط آن آزادی


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

رشیدالدین وطواط » رباعیات » شمارهٔ ۳۹ - در مدیحه گوید

 

ای دست زمانه بسته از بیداری
وز دست گشاده داد بخشش دادی
تا بندهٔ تو شدم ز غم آزادم
از بندگی توام مباد آزادی


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۸۹

 

آن آب کزو بود دلم را شادی
د رچشم خودش هیچ محل ننهادی
و آتش که ازوست بر دلم بیدادی
بر منصب دست راست جایش دادی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۹۰

 

پیوسته کنی تو از غم من شادی
چندانکه من از بندگیت آزادی
پس تو هم گله کنی و من آزادی
شاگرد که ای بتابد ین استادی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل