گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸

 

یارم چو قدح به دست گیردبازار بتان شکست گیرد
هر کس که بدید چشم او گفتکو محتسبی که مست گیرد
در بحر فتاده‌ام چو ماهیتا یار مرا به شست گیرد
در پاش فتاده‌ام به زاریآیا بود آن که دست گیرد
خرم دل آن که همچو حافظجامی ز می الست گیرد


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۰

 

هر مست که می به دست گیرد
زان نرگس می پرست گیرد
آن را که فکند ساقت از پای
جز ساعد تو که دست گیرد
با قدر بلند سدره خود را
پهلوی قد تو پست گیرد
گر عشق تو بر فلک نهد بار
پشت وی ازان شکست گیرد
از زلف تو بخت کار ما را
تعلیم گشاد و بست گیرد
هر چند که سیست لام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۶۷

 

مهدی چو به عدل دست گیرد
بازار ستم شکست گیرد
چون رایت حق بلند گردد
باطل همه راه پست گیرد
علم و تقوی چون کمال یابد
جهل و عدوان شکست گیرد
این هست و شان شوند فانی
زان نیست نما چو هست گیرد
فیصل یابد همه مهمات
دستش چو گشاد بست گیرد
از پای درآورد عدو را
چون تیغ علی به دست گیرد
مستیم همه ز جام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی