گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳

 

مرگ سبکروان طلب، آرمیدن استچون نبض، زندگانی ما در تپیدن است
در شاهراه عشق ز افتادگی مترسکز پا فتادن تو به منزل رسیدن است
از قاصدان شنیدن پیغام دوستانگل را به دست دیگری از باغ چیدن است
نومیدیی که مژدهٔ امید می‌دهداز روی ناز نامهٔ عاشق دریدن است
چون شیر مادرست مهیا اگرچه رزقاین جهد و کوشش تو به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۷

 

مرگ سبکروان طلب، آرمیدن است
چون نبض، زندگانی ما در تپیدن است
در شاهراه عشق ز افتادگی مترس
کز پا فتادن تو به منزل رسیدن است
بر سینه گشاده ما دست رد خلق
بر روی بحر، پنجه خونین کشیدن است
تسلیم شو که زخم نمایان عشق را
گر هست بخیه ای، لب خود را گزیدن است
روزی طمع ز کلک تهی مغز داشتن
انگشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی