گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶

 

رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گلچون سایه در قفای تو افتاد بوی گل
ناز دم مسیح گران است بر دلماین خار را نگر که گرفته است خوی گل
آبی نزد بر آتش بلبل درین بهارخالی است از گلاب مروت سبوی گل
از گلشنی که دست تهی می‌رود نسیمپر کرده‌ام چو غنچه گریبان ز بوی گل
شرم رمیده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲

 

آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
آن به که می کشم دو سه روزی بروی گل
گل دیدم، آرزوی کسی در دلم فتاد
کز دیدنش کسی نکند آرزوی گل
این دم که بوی دلکش گل میدهد نسیم
بس دلکشست گشت گلستان ببوی گل
خوش آن که یار باشد و من در حریم باغ
من سوی او نظر فگنم، او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی