گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳

 

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خداکآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیمآخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیستدر حضرت کریم تمنا چه حاجت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۴

 

خاطر چو خرم است به صهبا چه حاجت است؟
دل چون گشاده است به صحرا چه حاجت است؟
سیر چمن بود پی تحصیل وقت خوش
با وقت خوش به سیر و تماشا چه حاجت است؟
هیچ است گنج عالم اگر نیست دل غنی
دل چون توانگرست به دنیا چه حاجت است؟
دست کریم آینه سیماب گوهرست
ابر بهار را به تقاضا چه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی