گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳

 

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خداکآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیمآخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیستدر حضرت کریم تمنا چه حاجت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ