گنجور

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵

 

ای روی خوب تو سبب زندگانیمیک روزه وصل تو طرب جاودانیم
جز با جمال تو نبود شادمانیمجز با وصال تو نبود کامرانیم
بی‌یاد روی خوب تو ار یک نفس زنممحسوب نیست آن نفس از زندگانیم
دردی نهانیست مرا از فراق توای شادی تو آفت درد نهانیم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان

 

ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیماین نیست مزد رنج من و باغبانیم
پروردمت به ناز که بنشینمت به پایای گل چرا به خاک سیه می نشانیم
دریاب دست من که به پیری رسی جوانآخر به پیش پای توگم شد جوانیم
گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیبباری مده ز دست به این رایگانیم
تا گوشوار ناز گران کرد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان

 

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته رایاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشقداده نوید زندگی جاودانیم
چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیروز دور مژده جرس کاروانیم
گوش زمین به ناله من نیست آشنامن طایر شکسته پر آسمانیم
گیرم که آب و دانه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۴

 

آخر بمردم از غمت ای زندگانیم
دریاب اگر نه درد و دریغا جوانیم
هیچ از خدا نترسی و رحمت نمی‌کنی
بر عاجزی و بی‌کسی و ناتوانیم
هرگز نهایتی نکند سر گرانیت
هرگز به غایتی نرسد مهربانیم
سر برنگیرم از پسِ در گرز پیشِ خود
هم‌چون سگ از مقابلِ مسجد برانیم
خوش خوش بسوختم چو سپند آر چه روز و شب
با آبِ دیده بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری