گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ویی» - صفحهٔ ۱

 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹

 

چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

صحرا چو بهشت است ز کوثر کم گوی

بنشین به بهشت با بهشتی رویی


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰۶

 

ای باد سحر تو از سر نیکوئی

شاید که حکایتم به آن مه گوئی

نی نی غلطم گرت بدوره بودی

پس گرد جهان دگر کرا میجوئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱۵

 

ای ترک چرا به زلف چون هندوئی

رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی

نتوان دل خود را به خطا گم کردن

ترسم که تو ترکی و به ترکی گوئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۴

 

دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی

بر گرد جهان خیره چرا می‌پوئی

گفتم که برو مرا همین خواهی گفت

سرگشته من از توام مرا می‌گوئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۵

 

دل کیست همه کار و گیائیش توئی

نیک و بد و کفر و پارسائیش توئی

گفتم که برو مرا همین خواهی گفت

سرگشته من از توام مرا می‌گوئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۹

 

دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی

می‌گفت ترانه‌ای کنار جوئی

کز لعل و زمرد و زر و زیره توان

برساخت گلی ولی ندارد بوئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱

 

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی

گه قصهٔ آ، به درد دل می‌گوئی

سرگشته چرا گرد جهان می‌پوئی

کو از تو برون نیست کرا می‌جویی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱

 

گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی

دیوانه توئی که عقل از من جوئی

گفتی که چه بی‌شرم و چه آهن روئی

آئینه کند همیشه آهن روئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۳

 

از عشق صلیب موی رومی رویی

ابخاز نشین گشتم و گرجی کویی

از بس که بگفتمش که مویی مویی

شد موی زبانم و زبان هر مویی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۰

 

سلطانی و طغرای تو نیکو رویی

رویت زده پنج نوبت نیکویی

در خاقانی نظر کن از دل جویی

کو خاک تو و تو آفتاب اویی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۶۷

 

ای گل نه ز گل ز دل همی بر رویی

دل را ز همه غمان فرو می شویی

ای گل تو عقیق رنگ و مشکین مویی

بر آب روان زیاده استی گویی


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۳

 

در پیش گل وصال ما را بویی

وز پس همه ساله عیب ما را جویی

هر چند رخ وفای ما را شویی

کس نشنودا آنچه تو ما را گویی


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۸

 

آنجا که ببایی نه پدیدی گویی

آنجا که نبایی از زمین بر رویی

عاشق کنی و مراد عاشق جویی

اینت خوشی و ظریفی و نیکویی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۹

 

آیینه صفت بدست او نیکویی

زین سوی نموده‌ای ولی زان سویی

او دیده ترا که عین هستی تو اوست

زانش تو ندیده‌ای که عکس اویی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۲

 

با دل گفتم گرد بلا می‌پویی

بنشین که نه مرد عشق آن مه‌رویی

دل گفت ز خواب دیر بیدار شدی

خر جست و رسن برد کنون می‌گویی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۵۷

 

هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی

تا من سر و پای گم کنم چون گوئی

از هر مژهای اگر بریزم جوئی

تا با خویشم از تو نیابم بوئی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد » شمارهٔ ۳۷

 

گاه از غم اودست ز جان میشویی

گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی

سرگشته چرا گِردِ جهان میپویی

کار از تو برون نیست کرا میجویی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن » شمارهٔ ۳۰

 

تا چند روی بیهده از هر سویی

تا کی گویی گزاف از هر رویی

گر هر دو جهان چو زلف در هم فتدت

حکم ازلی زان بنگردد مویی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۳۶

 

چون نیست دلم را جز ازو دلجویی

سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی

چه غصّه بدین رسد که از ملکِ دو کون

او رادارم وزو ندارم بویی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات » شمارهٔ ۷۷

 

چندان که نگاه میکنم هر سوئی

از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی

صحرا چو بهشت شد ز دوزخ کم گوی

بنشین به بهشت با بهشتی رویی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

[۱] [۲]