گنجور

اشعار مشابه

 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷

 

من خاک درش به دیده خواهم رفتن

ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن

چون پای مگس که در عسل سخت شود

چندانکه برانی نتواند رفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۳

 

با کس غم تو بیش نخواهم گفتم

وین در دو دیده هم نخواهم سفتن

مهر تو ز دل پاک بخواهم رفتن

بر بستر صبر خوش بخواهم خفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۷

 

از چشم من ار سرشک بتوان رفتن

بس در گرانمایه که بتوان سفتن

ور بی تو بود هیچ به نتوان خفتن

کاری باشد چنانکه نتوان گفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۷

 

از ساحت دل غبار کثرت رفتن

به زانکه به هرزه در وحدت سفتن

مغرور سخن مشو که توحید خدا

واحد دیدن بود نه واحد گفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۸

 

عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن

وین در به سر الماس نشاید سفتن

سوداست که می‌پزیم والله که عشق

بکر آمد و بکر هم بخواهد رفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۵

 

آیا گهر وصل تو یارم سفتن

راه تو امیدوار یارم رفتن

می‌روشن و حجره خالی و موسم گل

ای گلبن نو شکفته یارم گفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۱۳۴

 

عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن

واین دُر به هر الماس نشاید سفتن

سوداست کی می بریم والله که عشق

بکر آمد و هم بکر بخواهد رفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها » شمارهٔ ۲۱

 

با برگ مژه سد سکندر سفتن

صد آتش نمرود به دیده سفتن

به باشد از آنک دوستان خود را

در پیش ستودن و زپس بد گفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب العاشر: البهاریات » شمارهٔ ۲۱

 

در عشق زدیده اشک باید سفتن

دل را زغبار نفس باید رُفتن

در رقص به قوّال کسی گوید بیت

کاو معنی حرف بیت داند گفتن


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی