گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ایی» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳

 

آمد بر من دوش مه یغمائی

گفتم که برو امشب اینجا نائی

می‌رفت و همی گفت زهی سودائی

دولت بدر آمده است و در نگشائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹

 

آن روز که دیوانه سر و سودائی

در سلسلهٔ دولتیان می‌آئی

امروز از آن سلسله زان محرومی

کامروز تو عاقلی و کارافزائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۴

 

ای آنکه ز حد برون جان‌افزایی

بی‌حدی و حد هر نفس بنمایی

دانی که نداری به جهان گنجایی

در غیب بچفسیدی و بیرون نایی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱۰

 

ای بانگ رباب از کجا می‌آئی

پرآتش و پر فتنه و پر غوغائی

جاسوس دلی و پیک آن صحرائی

اسرار دلست هرچه می‌فرمائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱۶

 

ای چون علم بلند در صحرائی

وی چون شکر شگرف در حلوائی

زان میترسم که بدرگ و بدرائی

در مغز تو افکند دگر سودائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱۷

 

ای چون علم سپید در صحرائی

ای رحمت در رسیده از بالائی

من در هوس تو میپزم حلوائی

حلوا بنگر به صورت سودائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲۸

 

ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی

انصاف بده که عشق را چون سائی

عشق آتش تیز است و ترا آبی نیست

خاکت بر سر چه باد می‌پیمائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳۹

 

ای روی ترا پیشه جهان‌آرائی

وی زلف ترا قاعده عنبر سائی

آن سلسلهٔ سحر ترا، آن شاید

کش می‌گزی و می‌کنی و می‌خایی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸۴

 

با قلاشان چو رد نهادی پائی

در عشق چو پخت جان تو سودائی

رنجه مشو و به هیچ جائی مگریز

میدان که از این سپس نگنجی جائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲۸

 

جانم دارد ز عشق جان‌افزائی

از سوداها لطیفتر سودائی

وز شهر تنم چو لولیان آواره است

هر روز به منزلی و هر شب جائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳۵

 

چون ساز کند عدم حیات افزائی

گیری ز عدم لقمه و خوش می‌خائی

در می‌رسدت طبق طبق حلواها

آنجا نه دکان پدید و نه حلوائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷

 

چون شب بر من زنان و گویان آئی

در نیم شبی صبح طرب بنمائی

زلف شب را گره گره بگشائی

چشمت مرسا که سخت بی‌همتائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۷

 

در دست اجل چو درنهم من پائی

در کتم عدم در افکنم غوغائی

حیران گردد عدم که هرگز جائی

در هر دو جهان نیست چنین شیدائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵

 

رفتم به طبیب گفتم ای بینائی

افتادهٔ عشق را چه می‌فرمایی

ترک صفت و محو وجودم فرمود

یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴

 

گفتم به طبیب داروئی فرمائی

نبضم بگرفت از سر دانائی

گفتا که چه درد میکند بنمائی

بردم دستش سوی دل سودائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱

 

مائیم در این زمان زمین پیمائی

بگذاشته هر شهر به شهر آرائی

چون کشتی یاوه گشته در دریائی

هر روز به منزلی و هرشب جائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶۹

 

میدان و مگو تا نشود رسوائی

زیبائی مرد هست در تنهائی

گفتا که چه حاجتست اینجا ملکی است

کو موی همی شکافد از بینائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۰

 

می‌فرماید خدا که ای هرجائی

از عام ببر که خاص آن مائی

با ما خو کن که عاقبت آن دلدار

پیشت آید شبانگه تنهائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۸۰

 

هر روز ز عاشقی و شیرین رائی

مر عاشق را پیرهنی فرمائی

ای یوسف روزگار ما یعقوبیم

پیراهن تست چشم را بینائی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱

 

هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟

یا سرو بدین بلند و خوش بالایی؟

مسکین دل آنکه از برش برخیزی

خرم تن آنکه از درش بازآیی


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]