اگر محمود ایاز را گفتی برو به خدمت دیگری مشغول شو و از ما فارغ باش لعمری اگر برفتی و فرمان بجای آوردی در رفتن مصیب بودی یا مخطی؟ آن کس که درین مقام فرمانبرداری نماید خام است:
گفتی دگری بین کنم ای بینایی
گر تو دگری چو خویشتن بنمایی
لعمری چون امر وَسارعُوا اِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَةٌ عَرَضُها السَّمواتُ وَالْاَرْضُ. به خلائق رسید زاهدان در مسارعت آمدند و عارفان عاشقصفت بر در سرادق عزت معشوق پای در دامن حسرت آوردند و سر در گریبان حیرت کشیدند و تقاعد نمودند:
گفتی که برو حدیث ما کن کوتاه
ای دوست کجا روم کجا دانم راه ؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی به نام محمود به ایاز میگوید که از او جدا شود و به خدمت دیگری مشغول شود، اما ایاز از این کار امتناع میکند و به این نکته اشاره میکند که اطاعت از چنین فرمانی احمقانه است. سپس از آیات قرآن یاد میکند و به مسارعت و تلاش زاهدان و عارفان در طلب رحمت و بهشت اشاره میکند. در پایان، ایاز از دوستش میپرسد که اگر به راهی برود، چگونه میتواند راه را شناسایی کند و کجا برود.
هوش مصنوعی: اگر به ایاز بگویی که برو و به کار دیگری مشغول شو و دیگر به ما مربوط نباش، اگر بروی و دستورات را اجرا کنی، آیا در این کار شاید دچار اشتباه شدهای یا درست عمل کردهای؟ کسی که در این موقعیت از دستورات پیروی کند، نادان است.
هوش مصنوعی: تو گفتی که به شخص دیگری نگاه کنم، ای بینا! اگر تو هم مانند خودت به نمایش شوی، چه فرقی خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: به راستی که چون دعوت بهشت و بخشش الهی به گوش مردم رسید، زاهدان شتاب کردند و عارفان که عاشق معشوق بودند، با حسرت به درگاه عظمت محبوب نگریستند و در اندیشه و حیرت فرو رفتند و از پیش رفتن باز ماندند.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، گفتی که داستان ما را کوتاه بگو. اما من نمیدانم کجا بروم و راه چه خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.