گنجور

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰۰

 

از سادگی و سلیمی و مسکینی

وز سرکشی و تکبر و خود بینی

بر آتش اگر نشانیم بنشینم

بر دیده اگر نشانمت ننشینی

ابوسعید ابوالخیر
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۶۵

 

از شیرینی چون به سخن بنشینی

از دو لب خود شکر به دامن چینی

در بوسه لب تو گویدم می بینی

هرگز شکر سرخ بدین شیرینی

مسعود سعد سلمان
 

ابوالفرج رونی » رباعیات الحاقی » شمارهٔ ۱۲

 

از شیرینی چون به سخن بنشینی

وز دو لب خود شکر به دامن چینی

در بوسه مرا لب تو گوید بینی

هرگز شکر لعل بدین شیرینی

ابوالفرج رونی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۱۲

 

تا با خلقی تو بی گمان بی دینی

تا قبلهٔ تو خلق بود مسکینی

از هرچه جز اوست دیده و دل بر دوز

تا سلطنت اول و آخر بینی

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۲۶۷

 

هرگه که تو با فرشته بین بنشینی

چون او باشی گر آشنای دینی

گیرم که فرشته را نبینی آخر

آن کس که فرشته بیند او را بینی

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه » شمارهٔ ۲۱

 

ای دل تو اگر به گوشه ای بنشینی

هر لحظه هزار راحت دل بینی

مشغول تو گردند هم عالمیان

از شغل جهان دامن اگر در چینی

اوحدالدین کرمانی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۲

 

امشب برو ای خواب اگر بنشینی

از آتش دل سزای سبلت بینی

ای عقل برو که تو سخن می‌چینی

وی عشق بیا که سخت با تمکینی

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۹

 

ای آنکه غلام خسرو شیرینی

با عشق بساز گر حریف دینی

پیوسته حریف عشق و گرمی میباش

تا عاشق گرم از تو برد عنینی

جلال الدین محمد مولوی
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۵۳

 

از سادگی و سلیمی و مسکینی

وز سرکشی و تکبر و خودبینی

بر آتش اگر نشانیم بنشینم

بر دیده اگر نشانمت ننشینی

مجد همگر
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴

 

ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی

تا صورت حال دردمندان بینی

گر من به تو فرهاد صفت شیفته‌ام

عیبم مکن ای جان که تو بس شیرینی

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵

 

گر دشمن من به دوستی بگزینی

مسکین چه کند با تو به جز مسکینی

صد جور بکن که همچنان مطبوعی

صد تلخ بگو که همچنان شیرینی

سعدی شیرازی
 

جلال عضد » دیوان اشعار » رباعیّات » شمارهٔ ۵۴

 

ای یافته بر صدر کرم تمکینی

وی کام برآرنده هر مسکینی

من مدح تو می خوانم و تو فارغ از آن

احسان چو نمی کنی کم از تحسینی

جلال عضد
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲

 

گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی

در خود نگری، بروز من بنشینی

منگر به جمال خویشتن، ور نگری

در آینه، هر چه بینی از خود بینی

سلمان ساوجی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۷

 

ای مایه درمان نفسی ننشینی

تا صورت حال دردمندی بینی

گر من به تو فرهاد صفت شیفته ام

عیبم مکن ای جان که تو بس شیرینی

جهان ملک خاتون
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۳۸

 

هر نیک و بدی که می‌کنی، می‌بینی

پیوسته گل تلافی‌اش می‌چینی

صد صور دمیدند و نگشتی آگاه

نشنیده کسی خواب به این سنگینی

قدسی مشهدی
 

وحدت کرمانشاهی » رباعیات » شمارهٔ ۸

 

گر طالب مطلوب به هر آیینی

شرط است که در طلب ز پا ننشینی

بگذار ز سر غرور و خودبینی را

خواهی اگر ای دوست خدا را بینی

وحدت کرمانشاهی