گنجور

صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۸۴

 

بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد

بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد

صوفی محمد هروی
 

صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۸۴

 

بی روی نان صبوری، حقا نمی توان کرد

«بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد»

پیری کلیچه پز کرد بر منبری نصیحت

کز آب غوره یاران حلوا نمی توان کرد

گفتم به جان خریدم نان تو، نانبا گفت

[...]

صوفی محمد هروی
 

صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۱۰۸

 

امروز بی نوائیم ای مطبخی خدا را

بر بار نه تو اکنون این دیگ ماس وا را

رازی که هست پنهان اندر درون گیپا

دردا که از شمیمش خواهد شد آشکارا

هر کار روز میعاد آید نصیب هر کس

[...]

صوفی محمد هروی