گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ونمیکند»

 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸

 

یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمی‌کند

تا هرچه غیر اوست، به یک سو نمی‌کند

روشن نمی‌شود ز رمد، چشم سالکی

تا از غبار میکده، دارو نمی‌کند

گفتم: ز شیخ صومعه، کارم شود درست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰۸

 

الفت به عاشقان سگ آن کو نمی کند

وحشت رم از طبیعت آهو نمی کند

از پاکدامنان نکند حسن اجتناب

گل با صبا مضایقه در بو نمی کند

از سینه هر دلی به بوی تو شد جدا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۵

 

گل را بدور روی تو کس بر نمیکند

بلبل به بوستان سخن او نمی کند

تا دیده باز یافت خیال قدت در آب

دل جست و جوی سرو لب جو نمی کند

شیرین لبی که دید دهان چو قند تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی