گنجور

اشعار مشابه

 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱

 

با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید

کس شعله را به خار چنین مهربان ندید

یاد چمن ز خاطر مرغ اسیر رفت

چون دلنشینی قفس از آشیان ندید

تا بود، روزگار به افسردگی گذاشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

خالد نقشبندی » قطعات » قطعه شماره ۹

 

آرام رفت از دل و آرام جان ندید

جان بر لب آمد و رخ آن مهربان ندید

بر گلشن خزان رسیده رویم ز اشک سرخ

بس جویبار خون شد و سرو و روان ندید

شد دامنم چمن ز گل اشک ای دریغ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خالد نقشبندی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۶

 

پیش لبت که مرد که هم از تو جان ندید

یک آفریده از تو مسیحا زیان ندید

جاوید کام ران که تویی در ریاض دهر

گلدسته یی که آفت باد خزان ندید

فردا جواب نقد کدام آرزو دهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بابافغانی شیرازی