گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۴

 

من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد

در جیب من شکفته تر از گل، بهار کرد

هر خون که کرد چرخ چو مینا به کام من

بیرون ز دل به گریهٔ بی اختیار کرد

غافل زدیم آهی و از ما دلت گرفت

[...]

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۸۶

 

آن مشکبو غزال ز چشمم گذار کرد

چشم مرا چو نافهٔ مشک تتار کرد

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۸۸

 

این عشق تازه دیده به اشکم دچار کرد

خار خزان رسیدهٔ مژگان، بهار کرد

حزین لاهیجی
 

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد

در خستگی نشاط مرا دید خوار کرد

در دل همی ز بینش من کینه داشت چرخ

چون دید کان نماند نهان آشکار کرد

بد کرد چون سپهر به من گرچه من بدم

[...]

غالب دهلوی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۳

 

شاه از تبار خویش وزیر اختیار کرد

وین اختیار نیک، شه بخت یار کرد

بنیاد ملک روی به سستی نهاده بود

زین اختیار پایه ملک استوار کرد

گویند در شکارگه اینکار دیده شه

[...]

ادیب الممالک
 

غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » مدایح و مراثی » مدایح و مراثی الامام موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام » شمارهٔ ۳ - فی رثاء ابی الحسن موسی سلام الله علیه

 

زهری که در دل و جگر شاه کار کرد

کار هزار مرتبه از زهر مار کرد

زهری که صبح روشن آفاق را ز غم

در روزگار، تیره تر از شام تار کرد

زهری که از رطب بدل شاه رخنه کرد

[...]

غروی اصفهانی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۶

 

دیدی چگونه عزم سفر آن نگار کرد

آسان گذشت و سخت بما روزگار کرد

غم درد رنج غصه تعب گریه ناله آه

ما را به این دو چار برفت و دچار کرد

زنجیر زلف یار بنازم که یک نظر

[...]

صغیر اصفهانی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۸ - قطعه

 

پرورد بهر خدمت خلق آنکه خویش را

حاصل رضای حضرت پروردگار کرد

با نام نیک زنده بود خیرخواه خلق

کی میرد آنکه خدمت مردم شعار کرد

صغیر اصفهانی
 
 
۱
۲