گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۱

 

گر تو نسیمی ز زلف یار نیابیتا به ابد رد شوی و بار نیابی
یک دم اگر بوی زلف او به تو آیدگنج حقیقت کم از هزار نیابی
لیک اگر بنگری به حلقهٔ زلفشتا ابد آن حلقه را شمار نیابی
هر دو جهان پرده‌ای است پیش رخ تولیک درین پرده پود و تار نیابی
حجله سرایی است پیش روی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار

 

اهل دلی ز اهل روزگار نیابیانس طلب چون کنی که یار نیابی
گر دگری ز اتفاق هم‌نفسی یافتچون تو بجوئی به اختیار نیابی
خوش نفسی نیست بی‌گرانی کامروزنافهٔ بی ثرب در تتار نیابی
آینهٔ خاک تیره کار چه بینیز آینهٔ تیره نور کار نیابی
روز وفا آفتاب زرد گذشته استشب خوشی از لطف روزگار نیابی
نقطهٔ کاری کناره کن که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۱۵

 

مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیکقدح لئیمان مرا شعار نیابی
در همه دیوان من دو هجو نبینیدر همه گلزار خلد خار نیابی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۵

 

تا شکن از دور روزگار نیابی
بار، در آن زلف تابدار نیابی
تا نظر از کاینات، بازنگیری
نشئهٔ آن چشم پرخمار نیابی
تا ندهی سینه را به داغ محبّت
روی دلی زان سمن عذار نیابی
گلبن عیشت، شکفتگی نپذیرد
تا به دل از عشق، خارخار نیابی
تا دلت از تیغ غمزه، چاک نگردد
بویی از آن زلف تابدار نیابی
تا نبرد شور عشق، تاب و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی