گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲

 

به خانه خانه می‌آرد چو بیذق شاه جان ما راعجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را
همه اجزای ما را او کشانیدست از هر سوتراشیدست عالم را و معجون کرده زان ما را
ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده دربینیچو اشتر می‌کشاند او به گرد این جهان ما را
چه جای ما که گردون را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵

 

مگس‌وار از سر خوان وصال خود مران ما را
نه مهمان توام آخر بخوان روزی بخوان ما را
کنار از ما چه می‌جویی میان بگشاد می، بنشین
به اقبالت مگر کاری برآید زین میان ما را
از آنم قصد جان کردی که من برگردم از کویت
« معاذا الله» که برگردم چه گردانی به جان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی