گنجور

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۴۷ - در طور مخدومی

 

به مستی در دلم گردد خیال روی یار امشب

که سازد هر زمان در گریه‌ام بی‌اختیار امشب

به حالم شمع را گر دل بسوزد گو سر خود گیر

که در هجران مرا تا صبحدم اینست کار امشب

خیال آن پری دارد بدان حالم که می‌خواهد

[...]

امیرعلیشیر نوایی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۵۴

 

مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب

تو بنشین گریه دلسوز را با من گذار امشب

بیاد شمع رویش خواهم از سر تا قدم سوزم

برو ای اشک آب از آتش من دور دار امشب

فکندی وعده قتلم بفردا لیک می ترسم

[...]

فضولی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸

 

ندانم بازم آغوش‌ که خواهد شد دچار امشب

که نارم می‌رمد چون پرتو شمع از کنار امشب

ز جوش ماهتاب این دشت و در کیفیتی دارد

که‌ گویی پنبهٔ میناست در رهن فشار امشب

ز استقبال و حال این امل‌کیشان چه می‌پرسی

[...]

بیدل دهلوی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵

 

چو رخ برتافت دیدم طره گیسوی یار امشب

چه‌ها دارد به سر این اختر دنباله‌دار امشب

خدا از فتنه‌های موج این طوفان نگه دارد

شدم دریا نشین از گریهٔ بی‌اختیار امشب

به قربان تو فردا فکر از خود رفتنی دارم

[...]

قصاب کاشانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۹۰

 

نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟

به راهش قاصدی دارم، چو چشم انتظار امشب

حزین لاهیجی
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰

 

اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب

بود لوح خیال ابروی او در کنار امشب

نیم آسوده شوقش دمی از اضطراب دل

پر پروانه دارد دود شمع انتظار امشب

اگر چندی که بودم دوش مست باده وصلش

[...]

طغرل احراری
 

ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

بگرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب

سرت گردم‌ نجاتم ده ز دست روزگار امشب

بر یاران ترش‌روی آمدم زین تلخ‌کامی‌ها

ز مستی خندهٔ شیرین به رویم برگمار امشب

ز سوز تب نمی‌نالم طبیبا دردسر کم کن

[...]

ملک‌الشعرا بهار