گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «ین»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹۸

 

ندا آمد به جان از چرخ پروین

که بالا رو چو دردی پست منشین

کسی اندر سفر چندین نماند

جدا از شهر و از یاران پیشین

ندای ارجعی آخر شنیدی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۱

 

تو را پندی دهم ای طالب دین

یکی پندی دلاویزی خوش آیین

مشین غافل به پهلوی حریصان

که جان گرگین شود از جان گرگین

ز خارش‌های دل ار پاک گردی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۶

 

برآ بر بام و اکنون ماه نو بین

درآ در باغ و اکنون سیب می چین

از آن سیبی که بشکافد در روم

رود بوی خوشش تا چین و ماچین

برآ بر خرمن سیب و بکش پا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵

 

به است آن یا زنخ یا سیب سیمین

لب است آن یا شکر یا جان شیرین

بتی دارم که چین ابروانش

حکایت می‌کند بتخانه چین

از آن ساعت که دیدم گوشوارش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۶

 

ز کشت و پیچ این شلوار رنگین

خرامان رفتن و این وضع سنگین

کند مجبور فایز را در آخر

که مجنون‌وار خارج گردد از دین


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز دشتستانی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۹۴

 

جهان را یادگارست از سلاطین

شه ایران و توران ناصرالدین

ملک سنجر ولی‌عهد ملک شاه

خداوند ملوک مشرق و چین

فروزان آفتابی عالم افروز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷۰

 

قدمت آن با الف با سرو سیمین

بگویم راست هم آنی و هم این

خط سبزت زرخ دل بردن آموخت

که طوطی گیرد از آئینه تلقین

از بیماری مرا درد سری نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۵

 

په جویست آن روان در فر شیرین

که پرسد دیر دیر از یار دیرین

جگر خون گشت مسکین آهوانرا

بخوان بر بولهب تبت نه یاسین

چه افتادست لیلی را به پرسید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۰

 

بیا ای اهل دل را قرة العین

کمان ابروانت قاب قوسین

میان موی تا موی میانت

نمی بیند خرد یک موی مابین

لبت را گفتم ای جان این قلبی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۱۵

 

ز کشت و پیچ این شلوار رنگین

خرامان رفتن و آن وضع سنگین

کند مجبور فایز را در آخر

که مجنون وار خارج گردد از دین


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز دشتستانی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۳۷

 

مکش شانه به این زلفان پرچین

مران افواج هندو را به ماچین

همی ترسم سپاه کفر فایز !

در آرد در تصرف کشور دین


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز دشتستانی