گنجور

عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۱۶ - مرا هجرت کشد

 

مرا هجرت کشد آخر نهانی

خوش است آن مرگ از این زندگانی

تنم رنجور و جان بیمار، وقت است

اگر رحم آوری بر ناتوانی

بمرغان چمن گویند بر من

[...]

عارف قزوینی
 

عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سروده

 

خوشا شیراز و عهد باستانش

درخشان دوره دور کیانش

درود پاک نیکان بر روان

نکو کیخسرو گیتی ستانش

فرح گستر سراسر کوه و دشتش

[...]

عارف قزوینی
 

عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۳ - زرتشت

 

بنام آنکه در شأنش کتاب است

چراغ راه دینش آفتاب است

مهین دستور دربار خدائی

شرف بخش نژاد آریائی

دو تا گردیده چرخ پیر را پشت

[...]

عارف قزوینی
 

عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۲۳

 

ز بیداد توام، این مانده در یاد

که گویم دم به دم، ای داد و بیداد

عارف قزوینی