گنجور

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱ - شادروان شاپور

 

شبی با گلعذاری مست و مخمور

گذر کردم بشادروان شاپور

کنار چشمه ای دیدم در آن کاخ

درختی برزده بر آسمان شاخ

به هر شاخش گلی خوشبوی و خوشرنگ

[...]

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۴ - طلیعه روزنامه نیم رسمی آفتاب

 

خداوندان دانش را بشارت

که از گردون بخاک آمد اشارت

ز نور آفتاب بامدادی

گشایش یافت اینک باب شادی

جریده آفتاب از مطلع نور

[...]

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۵

 

زمین گرد است مانند گلوله

نیوتن کرده واضح این مقوله

اگر چه گفته فیثاغورث از پیش

نبودش حجتی بر گفته خویش

نیوتن قول خود را با دلائل

[...]

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۰

 

بنام ایزدان امشاسپندان

کز ایشان دیو و اهریمن به زندان

نخست افروزه اهورمزدا

خدای زنده دادار توانا

خجسته و همن و اندیشه نیک

[...]

ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۳ - شرایط قضاوت

 

کسی بر حکم بین الناس بگزین

که گویندت نیایی خوبتر زین

سزای مسند است آن پاک طینت

که باشد فضلش افزون از رعیت

دم خصمش نسازد تار و تیره

[...]

ادیب الممالک