گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۸۵

 

اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی‌پوشیبه هتک پرده صاحب دلان همی‌کوشی
چنین قیامت و قامت ندیده‌ام همه عمرتو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
غلام حلقه سیمین گوشوار توامکه پادشاه غلامان حلقه در گوشی
به کنج خلوت پاکان و پارسایان آینظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
به روزگار عزیزان که یاد می‌کنمتعلی الدوام نه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی