گنجور

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح اتسز

 

زهی فروخته حسن تو در جهان آتش
زده مرا غم تو در میان جان آتش
اگر بر آرم از اندوه عشق تو نفسی
بگیر از نفس من همه جهان آتش
نماند از آتش دل آب چشم و ترسم از آنک
بجای آب ز چشمم شود روان آتش
برتر از ز پیدا در میان خارا
دل مراست ز تیمار در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط