گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵

 

زهی خجسته زمانی که یار بازآیدبه کام غمزدگان غمگسار بازآید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشمبدان امید که آن شهسوار بازآید
اگر نه در خم چوگان او رود سر منز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید
مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گردبدان هوس که بدین رهگذار بازآید
دلی که با سر زلفین او قراری دادگمان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۲

 

ز شمس دین طرب نوبهار بازآیدنشاط بلبله و سبزه زار بازآید
کرانه کرد دلم از نبیذ و از ساقیچو وصل او بگشاید کنار بازآید
کبوتر دل من در شکار باز پریدخنک زمانی کو از شکار بازآید
بگردد این رخ زردم چو صد هزار نگارز طبل دعوت من گر نگار بازآید
چو ملک حسن بر وی مهم قرار گرفتبود که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۷

 

زهی خجسته زمانی که یار باز آید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید
اگر فدای امام زمان نخواهد شد
ز سر چه گویم و سر خود چکار باز آید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
به آن امید که آن شهسوار باز آید
دی خفا چه جفاها که کرد و دل بکشید
به بوی آن که دگر نوبهار باز آید
غمین مباد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۰

 

نشسته ام مترصّد که یار باز آید
قرارداد مگر به قرار بازآید
چو حلقۀ کمرش در میان کنم دستی
گر به وعدۀ بوس و کنار باز آید
مگر موافقِ بختم شود چو اخترِ سعد
خلافِ قاعدۀ روزگار بازآید
رقیب مانع او شد ولی مگر هم زود
چو بگذرد دیِ هجران بهار باز آید
اگرچه دیر شد از رفتنش ولی دارم
امّیدِ آن که پس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری