گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ابکجا»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲

 

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۱

 

امید عیش کجا و دل خراب کجا

هوای باغ کجا، طایر کباب کجا

به می نشاط جوانی به دست نتوان کرد

سرور باده کجا، نشأ شباب کجا

به ذوق کلبه ی رندان کجاست خلوت شیخ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی شیرازی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴

 

کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟

شکوه بحر کجا، خیمه حباب کجا؟

مرا که جلوه هر ذره است رطل گران

کجاست حوصله جام آفتاب، کجا؟

نمانده است ز دل جز غبار افسوسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۹

 

کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا

وصال بحر کجا گمره تراب کجا

در انتظار قدومت بجا نرسید دلم (کذا)

کجاست وعده وصلی از آن جناب کجا

گهی قرار دهم آن که بینمت در خواب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۲

 

کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا

کجا نشان تو یابم درین خراب کجا

نهان چو آب حیاتی درین سرای فریب

کجا وصال تو جویم درین سراب کجا

لبت به کام رقیبان چگونه آتش شوق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی