گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵

 

ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستیدل در هوس جان می‌دهد، تو دلستان کیستی
ای گلبن نادیده دی اصل تو چه وصل تو کیبا بوی مشک و رنگ می از گلستان کیستی
از از بتان دلخواه تو، در حسن شاهنشاه توما را بگو ای ماه تو، کز آسمان کیستی
بگشا صدف یعنی دهن بفشان گهر یعنی سخنپنهان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۳

 

ای مه، بدین چابک روی، از آسمان کیستی
وی گل، بدین نازک تنی، از بوستان کیستی؟
سیمین تری از بادتر، در لب ز شیرینی اثر
با قامتی چون نیشکر پسته دهان کیستی؟
بادام چشمت پر فتن، عناب لعلت پر شکن
با ما نمی گویی سخن، بسته دهان کیستی؟
ترکی، ولی یغمانه ای، می بینمت تنها نه ای
باری از آن ما نه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی