گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۲

 

ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ایهر ذره از خورشید تو تابنده چون دردانه‌ای
ای غوث هر بیچاره‌ای واگشت هر آواره‌ایاصلاح هر مکاره‌ای مقصود هر افسانه‌ای
ای حسرت سرو سهی ای رونق شاهنشهیخواهم که یاران را دهی یک یاریی یارانه‌ای
در هر سری سودای تو در هر لبی هیهای توبی‌فیض شربت‌های تو عالم تهی پیمانه‌ای
هر خسروی مسکین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولانا
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۹۲

 

ای از خراباتت زمین درد ته پیمانه ای
در پای شمعت آسمان پرسوخته پروانه ای
از آرزوی صحبتت، از اشتیاق دیدنت
هر بلبلی شیونگری، هر شاخ گل حنانه ای
جوش اناالحق می زند، گلبانگ وحدت می کشد
از نغمه توحید تو ناقوس هر بتخانه ای
هر ذره دارد در بغل خورشیدی از رخسار تو
هر قطره دارد در گره از چشم تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷۶

 

خردی هنوز و کودکی، ای نازنین، برنا نه ای
جورت نمی گیرم گنه، کز نیک و بد دانا نه ای
هر سو که زیبا بگذرد، در دل همی بار آورد
زیباییت جان می برد، یا آفتی، زیبا نه ای
رخسار جان پرور ترا، شکلی ز جان خوشتر ترا
بیهوده هر کس مر ترا جان می نخواند تا نه ای
آشوب عقل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۸

 

ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه ای
دل شمع رخسار تو را، آتش به جان پروانه ای
اندیشه ی پیر خرد، با کبریای عشق تو
در وادی واماندگی، بازیچهٔ طفلانه ای
هر چند مست و بیخودم، غافل ز یادت نیستم
ای نغمهٔ تسبیح تو در هر لب پیمانه ای
مجنون صفت با وحشتم دامان صحرا تنگ بود
روزی که من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

شاهدی » دیوان فارسی » تک بیت ها » شمارهٔ ۱

 

ای از صفات حسن تو بر هر گذر افسانه ای
وز پرتو نور رخت شمعی به هر کاشانه ای


متن کامل شعر را ببینید ...

شاهدی