گنجور

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۵

 

چو در پاش گردد به معنی زبانم

رسد مرحبا از زمین و زمانم

به صورت و نوا و بصیت معانی

طرب بخش روحم، فرحزای جانم

خرد در بها نقد هستی فرستد

گهرهای رنگین چو زاید ز کانم


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹

 

تو دانی که من جز تو کس را ندانمتویی یار پیدا و یار نهانم
مرا جای صبر است و دانم که دانیترا جای شکرست و دانی که دانم
برانی که خونم به خواری بریزیبرای رضای تو من بر همانم
مرا گویی که از من به جز غم نبینیهمین است اگر راست خواهی گمانم
گر از وصل تو شاد گردم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری