×
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۰
جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
نه روی تو، گر خاک کوی تو بیند
نبیند صبا رنگ گل با رخ تو
وگر نیز بیند، به روی تو بیند
سمنزار جان چون سحر خوش بخندد
[...]
۵ بیت
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷
شبِ دوش، با دوست می خوردهام
بگو نوش، کز دست وی خوردهام
به خصل سبک باج جان بردهام
بد او، کران، ملک ری خوردهام
من و مجلس خاک در کل عمر
[...]
۸ بیت
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۵
زهی دست بیضات چون تیغ خورشید
جهان را شده نیک از او حالت بد
قلم وار دادی زبان خرد را
چو دفتر نشان کردم این بر دل خود
نه همچون دوات سیه کاسه مانم
[...]
۳ بیت
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵
الا ای برید روان، باد صبح
کت از خلد عار آید و گلشنش
چو آئی بدرگاه قاضی القضات
دعاهای بی حد رسان از منش
بگو، ای فلک با همه ارتفاع
[...]
۱۷ بیت
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۵
بر آن کس که کمتر ز سگ باد پیشت
چرا شیر طاقی کند چشم میشت
رخت، عهد دلها، از آن داد فتوی
به فرمان من غمزه جور کیشت
به صد ساله ره، خون عاشق بریزی
[...]
۱۰ بیت
