گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «رزدهاست»

 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲

 

حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است

که حیا این همه آتش به گلت در زده است

زده جام غضب آن غمزه مگر غمزده‌ای

طاق ابروی تو را گفته و ساغر زده است

شعلهٔ شمع جمالت شده برهم زده آه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۱

 

موج هرجا، در جمعیت‌گوهر زده است

تب حرص است‌که ازضعف به بستر زده است

غیر چشم طمع آیینهٔ محرومی نیست

حلقه بر هر دری‌، این قفل‌، مکرر زده است

محو گیرید خط و نقطهٔ این نسخهٔ وهم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۴

 

تا خط از لعل گهربار تو سر بر زده است

رشته آهی که سر از دل گوهر زده است

خال گستاخ تو چون لاله جگر سوخته ای است

که سراپرده خود بر لب کوثر زده است

روی او دیده گدازست وگرنه نگهم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱

 

سبزه نو که ز گلزار رخت سرزده است

رقم نسخ گل از غالیه تر زده است

چون خط سبز تو یک حرف ندیده ست صبا

عمرها دفتر گل گر چه به هم برزده است

خط مشکین تو دودیست کز آتش برخاست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی