گنجور

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱

 

گر من این دوستی تو ببرم تا لب گوربزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا
اثر میر نخواهم که بماند به جهانمیر خواهم که بماند به جهان در اثرا
هر که را رفت، همی باید رفته شمریهر که را مرد، همی باید مرده شمرا


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۵

 

دوش چون در تتق غیب بخوابانیدم
این دو هندوی جهاندیده نورانی را
کرکس نفس فرو مانده ز پرواز هوس
خاست شوق طیران بلبل روحانی را
دست دولت در بختم بگشود اندر خواب
دیدم آن مطلع خورشید مسلمانی را
غره صبح ازل نقطه پرگار وجود
معنی جان و خرد صورت رحمانی را
سید جمع رسل احمد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی