گنجور

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۱۴۱

 

مرغ ما دوش سرایندهٔ بستانی بود

داشت گلبانگی و معشوف گلستانی بود

دیده کز نعمت دیدار نبودش سپری

مگسی بود که مهمان سرخوانی بود

دست امید که یک بار نقابی نکشید

[...]

وحشی بافقی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶۷

 

شب که روی تو ز می در عرق افشانی بود

دل سراسیمه تر از کشتی طوفانی بود

خار در پیرهنم جوهر ذاتی می ریخت

بس که چون تیغ مرا ذوق ز عریانی بود

دیده شوخ به گرداب غم انداخت مرا

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۸۶

 

پیش ازین سینه ام از چاک گلستانی بود

هر شکاف از دل چاکم لب خندانی بود

روزگاری است نرفتیم به صحرای جنون

یاد مجنون که عجب سلسله جنبانی بود!

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۱۴

 

در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود

بی تو گل در نظرم، لالهٔ پیکانی بود

من بتخانه نشین را ز چه رو کرد خراب

کفر زلف تو، که آشوب مسلمانی بود؟

حزین لاهیجی