گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳

 

برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌امور چه آزادم ترا تا زنده‌ام من بنده‌ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازلنیست روی رستگاری زو مرا تا زنده‌ام
از هوای هر که جز تو جان و دل بزدوده‌اموز وفای تو چو نار از ناردان آگنده‌ام
عشق تو بر دین و دنیا دلبرا بگزیده‌امخواجگی در راه تو در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی