گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۶

 

دیده از عیب کسان در خواب چون مخمل کنید
چون رسد نوبت به عیب خود، نظر احول کنید
باعث رنگینی دیوان محشر می شود
چهره از اشک پشیمانی اگر جدول کنید
قامت خم چون مه نو در کمین پس خم است
زودتر آیینه تاریک خود صیقل کنید
پرده ظلمت به قدر روشنی گردد زیاد
عالمی بر خود چرا تاریک از مشعل کنید؟
تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۹

 

خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید
خانه ای سازید و جانم را در او منزل کنید
چون بریزد خون من این بس دیت کز بعد قتل
گاه گاهی نسبت خونم به آن قاتل کنید
حیف باشد خونم من در گردنش بهر خدا
پیش ازان دم کو کشد خنجر مرا بسمل کنید
تن اگر بیمار شد بر سر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۳

 

شوق تا گردد دو بالا خویش را احول کنید

نیم‌رخ کم حیرت است آیینه مستقبل کنید

آگهی از اطلس‌ گردون چه خواهد یافتن

خواب ما هم بی‌قماشی نیست گر مخمل کنید

با بد و نیک‌ جهان زبن بیش نتوان شد طرف

یک عرق‌وار از حیا آیینه‌ها را حل کنید

آشنای وحدت از تشوبش کثرت ایمن است

دردسرکمتر مفصل را اگر مجمل کنید

سعی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴

 

من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
حیف باشد کان چنان خاکی بخونم گل کنید
چون نخواهم زیست دور از روی او، بهر خدا
تیغ بردارید و پیش او مرا بسمل کنید
بهر قتلم رنجه میدارید دست ناز کش
هم بدست خود مرا قربان آن قاتل کنید
چون بعزم خاک بردارید تابوت مرا
هر قدم، صد جا، بگرد کوی او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی