گنجور

اشعار مشابه

 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۸

 

اهل معنی ‌گر به گفت‌وگو نفس فرسوده‌اند

هم به ‌قدر جنبش‌ لب دست‌بر هم سوده‌اند

آبرو می‌خواهی از اظهار حاجت شرم دار

این ترنم را ز قانون حیا نسروده‌اند

بگذر از دعوی‌که در خلوتگه عشق غیور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۸

 

در ازل بر ما در میخانه را بگشوده اند

تا ابد این سلطنت ما را عطا فرموده اند

ما خراباتی و رند و عاشق می خواره ایم

عالمی پیمانهٔ پر می به ما پیموده اند

نقش غیرش از خیال ما به کلی برده اند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶

 

شوخ چشمان درد بیش و کم به دل افزوده اند

ورنه ارباب رضا از بیش و کم آسوده اند

شور محشر را صفیر نی تصور می کنند

این سیه مستان غفلت بس که خواب آلوده اند

هر که دید آن خالها بر دور چشم یار، گفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی