نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۴۰ - رفتن اسکندر به هندوستان
چو من سر سوی کید هندو نهم
ازو کینه و کید یکسو نهم
عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل
حیاتی داشتی آنگه کنون هم
ببین کین دو حیاتت هست چون هم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۱۰۶ - جنگ کرن سام با فغفور چین
کز ایدر سوی سام یل رو نهم
همه داوریها به یک سو نهم
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۴۵
جان داغ تو دارد جگر غرقه به خون هم
تاراج غمت شد دل و دین صبر و سکون هم
گفتی که به جان عاشق من بودی ازین پیش
والله که همانم من و زان بیش کنون هم
بس عشق که آن کم شد و بس حسن که آن کاست
[...]
سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۵۳ - پاسخ دادن شیرین، خسرو را
فسان بگدار و بگدر از فسون هم
که پیشت نیستم چندین زبون هم
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۸
چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
از داغ درون سوختم از زخم برون هم
افتاده ام ایشمع چو پروانه بپایت
آتش زده ام دین و دل و صبر و سکون هم
چند ای بت کافر بچه در غارت دینی
[...]
بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۰
شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم
فغان از اختر بد حال و از بخت دگرگون هم
نبودم من که می زد عشق در آب و گلم آتش
وگر باور نداری در همان کارست اکنون هم
نیازی باید و سوزی که رحم آرد دل افروزی
[...]
بابافغانی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۴۷
شب که با صد سوز پهلو بر سر آن کو نهم
داغ سازم ز آتش دل هر کجا پهلو نهم
نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۵
تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم
تنگ گردد خانه بر من سر به شهر و کو نهم
دفع دل تنگی دمی از شغل غافل نیستم
دست اگر بردارم از جیب آستین بر رو نهم
شاکر بختم که منت دار از خویشم نکرد
[...]
نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۰
تا خود و هر دو جهان یک سو نهم
آنگه از باطل سوی حق رو نهم