فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۱
بدو گفت زال ای پسر این سخن
مگوی و جدا کن سرش را ز بن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۱
قبادی به جایی نشسته دژم
نه تخت و کلاه و نه گنج کهن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۲
چو بشنید اسفندیار این سخن
ازان شیر پرخاشجوی کهن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۳
غمی شد دل مرد شمشیرزن
برانگیخت آن بارهٔ پیلتن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۳
ندانی که مردان پیمانشکن
ستوده نباشد بر انجمن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۴
سخن هرچ پذرفتی آن را بکن
ازین پس مپیمای با من سخن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۴
به رستم نگه کردم امروز من
بران برز بالای آن پیلتن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶
شود کنده این تخمهٔ ما ز بن
کنون بر چه رانیم یکسر سخن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶
بدو گفت مرغ ای گو پیلتن
توی نامبردار هر انجمن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶
بر آتش مرین چوب را راست کن
نگه کن یکی نغز پیکان کهن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶
مگر بازگردد به شیرین سخن
بیاد آیدش روزگار کهن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸
چنانست کو گفت یکسر سخن
ز مردی به کژی نیفگند بن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۹
ز رستم چو بشنید گویا سخن
بدو گفت نوگیر چون شد کهن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۹
چنین گفت پس با پشوتن که من
نجویم همی زین جهان جز کفن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۹
برهنه مکن روی بر انجمن
مبین نیز چهر من اندر کفن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۰
ز دیبای زربفت کردش کفن
خروشان برو نامدار انجمن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۱
همه رزم و بزمست و رای و سخن
گذشته بسی روزگار کهن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳
ببرد از میان لشکری چاهکن
کجا نام بردند زان انجمن
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳
زواره همی رفت با پیلتن
تنی چند ازان نامدار انجمن
