گنجور

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده

 

نه پرکنده‌ای تا فراهم شوی

نه افزوده‌ای نیز تا کم شوی

۱ بیت
نظامی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۴

 

گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی

تاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی

سایه‌ای شو تا اگر خورشید گردد آشکار

تو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شوی

جانت در توحید دایم معتکف بنشسته است

[...]

۱۱ بیت
عطار
 

عطار » بی‌سرنامه » بخش ۶

 

آن چنان خواهم که کلی گم شوی

تا ز پستی آدم مردم شوی

۱ بیت
عطار
 

عطار » وصلت نامه » بخش ۱۵ - الحکایات و الرموز و پرسیدن سالکی رمز عشق را از عارفی بهلول نام

 

آنچنان خواهم که کلی گم شوی

گر ز نسل آدمی مردم شوی

۱ بیت
عطار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۳۱

 

ترک عجب و کبر کن تا قبله عالم شوی

سیرت ابلیس را بگذار تا آدم شوی

گرچه تلخی، دامن اهل صفایی را بگیر

تا مگر شیرین به چشم خلق چون زمزم شوی

روی پنهان کن که خار تهمت ابنای دهر

[...]

۹ بیت
صائب تبریزی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۲

 

بنده عالم چرا از بهر ده درهم شوی؟

بنده یک خواجه شو، تا خواجه عالم شوی؟!

داد خود بستان ز آیین تواضع، ای جوان

کاین سعادت نیست ممکن چون ز پیری خم شوی

نطفه از پشت پدر، صورت نبندد بی سفر

[...]

۷ بیت
واعظ قزوینی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۴

 

بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی

دیده پوش از سیر باغ خلد تا آدم شوی

می‌کند از ترک لذت موم جا در چشم داغ

دل ز وصل انگبین بردار تا مرهم شوی

زد حباب از خودنمایی خیمه از دریا برون

[...]

۷ بیت
قصاب کاشانی