گنجور

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۶ - فرستادن بهمن،سیه مرد را بر سر راه فرامرز

 

همی گفت هر کس که ای بخت ما

به دشمن سپردی سر وتخت ما

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۱ - فرستادن اسکندر روشنک را به روم

 

بداندیش گیرد سر تخت ما

به تاراج دشمن شود رخت ما

۱ بیت
نظامی
 

وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴

 

از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما

خنجر به جای برگ برآرد درخت ما

الماس ریزه شد نمک سودهٔ حکیم

در زخم بستن جگر لخت لخت ما

با اینهمه خجالت و ذلت که می‌کشم

[...]

۵ بیت
وحشی بافقی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳

 

شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ما

جز سنگ فتنه یار نیارد درخت ما

بیگانه الفتیم چه دنیا چه آخرت

در خانه وجود و عدم نیست رخت ما

ابر بهار گریه مستانه خودیم

[...]

۵ بیت
اسیر شهرستانی