گنجور

عطار » مختارنامه » باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد » شمارهٔ ۸۷

 

عشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشت

هر پنداری که بود پنهان نگذاشت

چون درنگریست پردهٔ غیب بدید

یک ذرّه خیالِ غیر در جان نگذاشت

۲ بیت
عطار
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶

 

قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت

گشاد شست توأم عقده‌ای به جان نگذاشت

به برج ثابت داغ اختر خدنگ تو را

اگر گذاشته بی‌مهری آسمان نگذاشت

نگار دلکش من از پی کمان داری

[...]

۹ بیت
نورس دماوندی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴

 

تو را فلک به من ای ماه مهربان نگذاشت

چراغ کلبهٔ من بودی آسمان نگذاشت

چه از بهار خود آن شاخ گل به گلشن دید

که شد خزان و بر آن مرغی آشیان نگذاشت

تو چون ز غیر شناسی مرا که هرگز فرق

[...]

۸ بیت
مشتاق اصفهانی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸

 

ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت

که اول از دل مجروح من نشان نگذاشت

ز بی‌وفایی گل بود مرغ دل آگاه

از آن به گلبن این گلشن آشیان نگذاشت

ز شوق دیدن آن گل، ستم نگر که شدم

[...]

۶ بیت
هاتف اصفهانی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶

 

زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت

نهفته بود غمی در دلم، زبان نگذاشت!

بر آستانه اش ار سر گذاشتم چه عجب؟!

بر آستانه ی او سر نمی توان نگذاشت!

علاج حسرت بلبل کند گلی که شکفت

[...]

۵ بیت
آذر بیگدلی
 

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲

 

همین نه در دل من صبر، دلستان نگذاشت

که صبر در دل و آسایشم به جان نگذاشت

مجوی تاب و توان از دلم که خیل غمت

توان و تاب به دلهای ناتوان نگذاشت

فلک گذاشت به هجرم ز وصل یار اگر

[...]

۷ بیت
رفیق اصفهانی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱

 

به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت

گذاشت اینکه بمانم به کویش آن نگذاشت

فغان ز بیم خزان داشت بلبل و گلچین

گلی بگلشن تا موسم خزان نگذاشت

نه از هلاک من پیر آن جوان نگذشت

[...]

۸ بیت
سحاب اصفهانی