ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۵۳ - پذیرفتن کوش سخنان پیر فرزانه را و چارهگری پیر دربارهٔ دو دندان و دو گوش وی
همان است کاندر گمانم هنوز
جهانآفرین را ندانم هنوز
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷۲
از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز
می چکد آتش چو شمع از رشته جانم هنوز
گرچه عمری رفت درکنعان سراسرمی روم
بوی پیراهن نرفته است ازگریبانم هنوز
دفتربرگ خزان راباغبان شیرازه بست
[...]
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۸
مژده وصلم صبا آورد و گریانم هنوز
نیش بر دل میزند اندوه هجرانم هنوز
صبح وصلم رخ نمود و نور عالم را گرفت
میکند خون در دل خورشید تابانم هنوز
پای تا سر پیکرم چون شمع در آتش گداخت
[...]
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۶
بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
سنبل است چیزی که میباشد به دامانم هنوز
همچو شمع نمیسوزم امشب از دست غمت
رفته جانم از تن و در کندن جانم هنوز
نیست ماتم گر سرم ببرید با تیغ جفا
[...]
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷
رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
رهنورد ساحت صحرای هجرانم هنوز
پر شد از دور قضا پیمانهام از عهد او
با وفای عشق او در عهد و پیمانم هنوز
کفر زلفش میکند هر دم ز من تاراج دین
[...]
